گران زبان
متضادها
لکنتدار، کمگو
لغت نامه دهخدا
گران زبان. [ گ ِ زَ ] ( ص مرکب ) الکن. کسی که زبانش در سخن گفتن سنگین است و بسختی سخن ادا کند. طَبّاقاء. ( مهذب الاسماء ). رجوع به طباقاء شود. که زبانش سنگین است در سخن گفتن. فدم. ( دستور اللغه ). قتول. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
کسی که زبانش در سخن گفتن سنگین است الکن
جمله سازی با گران زبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهشت و بهشتيان، دوزخ و اهل دوزخ و تمامى پديده هاى ديدنى وناديدنى به حركتآمدند(816) كه در بحث مستقلّى بدانها اشاره خواهد رفت و از بيان بيشتر آن ناتوانيم؛چرا كه بر نگارنده بسيار گران است كه مصائب و رخدادهاى غمبار و افتخارآفرين آن روزجاودانه را به زبان يا قلم بياورد و يا در انديشه خويش مجسّم سازد.
💡 از سیه کاری به کام من نمی گردد زبان از گرانی لنگ دارد عذر را تقصیر من
💡 او که از کودکی بسیار گران زبان بود، همیشه برای بیان خواستههای خود با سختی و تردید بسیار زیادی روبرو میشد.
💡 با وجود اینکه او فردی بسیار باهوش بود، اما به دلیل گران زبان بودن، در جلسات عمومی کمتر صحبت میکرد.
💡 گاهی اوقات افراد گران زبان ممکن است در موقعیتهای حساس، به دلیل استرس، توانایی بیان صحیح کلمات را نداشته باشند.