گاو کچ

لغت نامه دهخدا

گاوکچ. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خورخوره بخش دیواندره شهرستان سنندج، واقع در 36000گزی شمال باختر دیواندره کنار راه مالرو عزیزآباد به جعفرخان. کوهستانی، سردسیر، دارای 450تن سکنه. آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، لبنیات، توتون، حبوبات، شغل اهالی زراعت، گله داری، صنایع دستی زنان حاجیم بافی، راه مالرو است. در دو محل بفاصله 4000گزی واقع و گاو کچ بالا و پائین نامیده شده سکنه ٔبالا 230 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی در سننندج

جمله سازی با گاو کچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو جدان خود پادشاهی کند ز مه حکم تا گاو و ماهی کند

💡 این بیماری گسترش جهانی دارد. وقوع فاسیولوزیس، در حیوانات، در جاهایی بیشتر است که تراکم گاو و گوسفند در آن بالا باشد و در مورد فاسیولوز انسانی در کشورهای در حال توسعه، به استثنای غرب اروپا، رخ می‌دهد. وقوع بیماری بیشتر در جاهایی است که شرایط رشد برای میزبان واسط فاسیولا یعنی حلزون‌های آب شیرین مهیا باشد. موارد شیوع حاد بیماری ۲–۳ هفته طول کشیده و اغلب در فصول تابستان و پاییز اتفاق می‌افتد.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز