لغت نامه دهخدا
کی اردشیر. [ ک َ اَ دَ ] ( اِخ ) بهمن بن اسفندیار، ملقب به درازدست. پادشاه کیانی. ( مفاتیح العلوم خوارزمی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کی اردشیر. [ ک َ اَ دَ ] ( اِخ ) بهمن بن اسفندیار، ملقب به درازدست. پادشاه کیانی. ( مفاتیح العلوم خوارزمی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشان بس بود شهریار اردشیر چو از من سخن بشنوی یادگیر
💡 حسام دولت و دین شاه اردشیر حسن که هست رونق عالم ز عدل و احسانش
💡 سحر بشیر ملکزاده اردشیر آمد مرا دوباره به پستان شوق شیر آمد
💡 ز شادی چنان شد دل اردشیر که گردد جوان مردم گشته پیر
💡 گزارشهای تاریخیِ متفاوتی پیرامون نیا و نسب اردشیر وجود میدارد.
💡 خوشا هنر که بنیرو و دستیاری آن به اردوان سپه اردشیر یافت ظفر