لغت نامه دهخدا
کوکه رژ. [ کو ک ِ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قطور که در بخش حومه شهرستان خوی واقع است و 331 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کوکه رژ. [ کو ک ِ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قطور که در بخش حومه شهرستان خوی واقع است و 331 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اور بانگا، گرگوری کریچوویاک، کوین گامیرو و کوکه از جمله بازیکنانی بودند که به فروش رسیدند.
💡 به وهفای لهیلی، به عیشق مهجنوون به نالهی کوکهن نه پای بیستوون
💡 سویا در این فینال که در بازل سوئیس و در مقابل لیورپول برگزار شد، نیمه اول را با یک گل به حریف واگذار کرد؛ ولی در نیمه دوم با دو گل از کاپیتان کوکه و یک گل از کوین گامیرو، توانست با نتیجه ۱–۳ حریف قدرتمندش را شکست بدهد و برای پنجمین بار فاتح این جام شود.
💡 پروفسور کوکه سال هاست عمر خود را صرف مطالعه الیاف عنکبوت کردهاست، در ژانویه ۲۰۰۲ به دوست و همکار قدیمی خود پروفسور هان در UCLA پیوست تا چند پروژه پژوهشی را رهبری کند. این پروژهها تحت تأثیر ویژگیهای چشمگیر تار عنکبوت تعریف شدهاند.