کور ساختن

لغت نامه دهخدا

کور ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) نابینا کردن. کور کردن. از نعمت بینایی محروم کردن: اِغْشاء؛ کور ساختن. تعمیة؛ کور ساختن. ( منتهی الارب ). و رجوع به کور کردن شود.

جمله سازی با کور ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قصد چیست از دیده کوری ساختن مردمک سوراخ موری ساختن

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز