کوتاه امدن

لغت نامه دهخدا

( کوتاه آمدن ) کوتاه آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاه شدن. قصیر گشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). ورجوع به کوتاه شدن شود. || مختصر کردن کلام خاصه در جدال. سخن را اطاله ندادن. || ملایم بودن پس از ادعای بسیار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مجازاً در تداول عامه، صرف نظر کردن از ادامه ٔمطلب و گفتگو و مرافعه و خصومت. ( فرهنگ فارسی معین ). || کوتاهی کردن در امری. قصور ورزیدن درکاری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوتاهی کردن شود. || قصور چنانکه جامه بر اندام. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).کوچک شدن قد لباس.

فرهنگ معین

( کوتاه آمدن ) (مَ دَ ) (مص ل. ) صرف نظر کردن، گذشتن.

فرهنگ فارسی

( کوتاه آمدن ) ( مصدر ) ۱ - کوتاه شدن قصیر گشتن. ۲ - صرف نظر کردن از ادام. مرافعه و خصومت. ۳ - صرف نظر کردن از ادام. مطلب و گفتگو:... آبروی خودم از هر چیز بالاتر است. آهو کوتاه آمد....

جمله سازی با کوتاه امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلاق در عصر جاهلیت، به معنای کوتاه آمدن مرد از انجام تعهداتش در مقابل همسر تلقی می‌شد و زوج می‌توانست بدون هیچ محدودیت و با کوچک‌ترین دلایل، همسر خود را طلاق دهد.

💡 نتیجه این جنگ، خروج ایرانی‌ها از هرات و امضای معاهده جدیدی برای کوتاه آمدن ادعاهای خود در مورد شهر و خروج انگلستان از جنوب ایران بود.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز