فرهنگستان زبان و ادب
{hypomorph} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← جهش کم ریخت
{hypomorph} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← دِگرۀ کم ریخت
{hypomorph} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← جهش کم ریخت
{hypomorph} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← دِگرۀ کم ریخت
💡 زهجرت اشک خونین ریخت دردآلود از چشمم به رنگ لاله ای کز تربت فرهاد برخیزد
💡 سید علی خامنهای همچون روال همیشگی در اولین ساعت رایگیری در حسینیه امام خمینی رای خود را به صندوق شماره ۱۱۰ ریخت.
💡 در سال ۱۰۸۴ ه.ق زلزلهٔ شدیدی رخ داد که باعث ایجاد ترک در قسمت خارجی گنبد شد و تعدادی از خشتهای طلای آن ریخت.
💡 شیشه زهر خموشی شکرم ریخت به کام طوطیی پر زد و جوش مگس از یادم رفت
💡 چو سوخت شاه تو قرآن و طاق مسجد ریخت ترانه جای پذیرفتن است و نه بدرود
💡 هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریخت از خجالت آبگوهر چون میاز پیمانه ریخت