لغت نامه دهخدا
کله برهنه. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ب ِ رَن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی پول طلای روس. قسمی مسکوک زر روس. قسمی مسکوک طلا که صورت امپراطوری سربرهنه برآن منقوش بوده است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کله برهنه. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ب ِ رَن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی پول طلای روس. قسمی مسکوک زر روس. قسمی مسکوک طلا که صورت امپراطوری سربرهنه برآن منقوش بوده است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
قسمی پول طلای روس. قسمی مسکوک زر روس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو بی کفش و کله مست خرامید به باغ گل برهنه تن و بی پرده به گلزار آمد