لغت نامه دهخدا
کل سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی است که در شهرستان کرمانشاهان واقع است و 550 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کل سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی است که در شهرستان کرمانشاهان واقع است و 550 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق می باید که آرد خون عاشق را به جوش می برآید از دل افسردگان خنجر سفید
💡 زنم به زلف تو انگشت و بر دو دیده نهم اگر سفید شود ز انتظار آمدنت
💡 تا حصار دز سفید و حصن شهر با یزید رایتش را شد مقام و موکبش را شد مقر
💡 ابر چون چشم زلیخا بهر یوسف ژاله بار ژاله ها چون دیده ی یعقوب پیغمبر سفید
💡 شد از فشار گردون، موی سفید و سر زد شیری که خورده بودیم، در روزگار طفلی
💡 «کولتَ» کلاهی است نمدی از پشم سفید که به چندین شکل با تزئینات مختلف میبافتند.