فرهنگستان زبان و ادب
{cast shoe} [ارتاپزشکی] پوششی کفش مانند بر روی گچ که امکان راه رفتن را، بی آسیب، فراهم می کند
{cast shoe} [ارتاپزشکی] پوششی کفش مانند بر روی گچ که امکان راه رفتن را، بی آسیب، فراهم می کند
پوششی کفشمانند بر روی گچ که امکان راه رفتن را، بیآسیب، فراهم میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کفش چون کوثر جنت دلش چون رحمت داور که دیده است ای عجب شاهی به دل رحمت به کف کوثر
💡 درین ملک از خرابیها نمیدیدند چون دریا لبش خشک و کفش خالی و آهش سرد و چشمش تر
💡 نی نی سزای کفش چوپایست، آن سری کو باز گیرد از در صد رکبار پای
💡 ز خنجر ملک الموت بیم نیست مرا چو در کفش نبود از فراق جانان تیغ
💡 بنگر کمان کین به کمین در کفش که نیست ایمن به شام شاه و به کشمیر میر از او