لغت نامه دهخدا
( کشته آب ) کشته آب. [ ک ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) میوه های خشک در آب خیسانده. کشته تر نهاده مانند آلو و گوجه برقانی ( برغانی ) و برگه هلو و زردآلو و غیره. ( یادداشت مؤلف ).
( کشته آب ) کشته آب. [ ک ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) میوه های خشک در آب خیسانده. کشته تر نهاده مانند آلو و گوجه برقانی ( برغانی ) و برگه هلو و زردآلو و غیره. ( یادداشت مؤلف ).
( کشته آب ) میو ه های خشک در آب خیسانده. کشته تر نهاده مانند آلو و آوجه برقانی و برگه هلو و زرد آلو و غیره
💡 حضرت دستور و شعرم کشته آب از شرم آنک نقد من قلبست و روز روشن و ناقد بصیر
💡 جولانش ار بمسلخ عشق افتد از خون کشته آب دهد زین را