لغت نامه دهخدا
کش رو کردن. [ ک َ / ک ِ رَ / رُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وردار ورمال کردن. لفت و لیس کردن. بردن و خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
کش رو کردن. [ ک َ / ک ِ رَ / رُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وردار ورمال کردن. لفت و لیس کردن. بردن و خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
وردار و ورمال کردن. بردن و خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی کش روان شد به دانش جوان گرش تن بمیرد، نمیرد روان
💡 امروز چون بهدی و پریوش حسد بود فردا چهگونه باشد، کش روی برقفاست
💡 کاین چنین گفت آن امام هفتمین کش روان بادا به صد رحمت قرین
💡 خاصه آن کش روی ذلت بردر است وز تواش ظل عنایت برسر است
💡 کاش جانت کش روان من فدا از ضمیر جان من واقف بدی