کش خوردن

لغت نامه دهخدا

کش خوردن. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ]( مص مرکب ) کش داده شدن شاه در بازی شطرنج. ( یادداشت مؤلف ). مورد کش قرار دادن پادشاه در بازی شطرنج.
کش خوردن. [ ک َ / ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کش پیدا کردن. کاری یا امری طولانی شدن. در کاری اشکالی پیدا شدن و بر اثر آن طول و تفصیل پیدا کردن. ( یادداشت مؤلف ). || احتیاج به «کش » پیدا کردن پارچه یا جوراب یا چیزی جز آنها. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با کش خوردن

💡 پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و عاقبت در روز ۲۶ شهریور ماه ۱۳۸۱ در شهر پاریس، با خوردن چند قرص خواب‌آور با کنیاک خودکشی کرد.

💡 امام موسى كاظم عليه السلام: ما اهل بيت خود را معالجه نمى كنيم مگر با ريختن آب سردبر بدن تب دار و خوردن سيب

💡 3- گياه خوارى،ارزش نيست. خداوند خوردن گوشتِ حيوانات را يكى از منافع آنها مىشمرد. ( و منها تاءكلون )

💡 این آرتیفکت در نتیجه جابه‌جایی و تکان خوردن قطعه حین تست ممکن است ایجاد شود که به‌صورت خط‌ها یا رگه‌های مستقیم در تصویر مشاهده می‌شوند.

💡 شرط‌ها دارد به‌جا آوردن آن مشکل است خوردن آسان نیست ور یک ذرّه با رندان نمک