لغت نامه دهخدا
کرخه دن. [ ک َ خ ِ دُ ] ( اِخ ) نامی که یونانیان به قرطاجنه داده اند. ( از تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1454 ). رجوع به قرطاجنه شود.
کرخه دن. [ ک َ خ ِ دُ ] ( اِخ ) نامی که یونانیان به قرطاجنه داده اند. ( از تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1454 ). رجوع به قرطاجنه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منطقه غرب کرخه با توجه به بستر زیستمحیطی مناسب و موقعیت استراتژیک در تعادل با سرزمین میانرودان، همراه در دورههای مختلف مورد توجه بوده است. از امتیازات این منطقه، ارتفاع آن نسبت به شوش و وجود تپهماهورهایی در اطراف شهر تازه ساخت بود که موقعیت ممتازی در دفاع از آن را به وجود میآوردند.
💡 رومن گیرشمن، حفار چغازنبیل، اعتقاد دارد که آب مورد مصرف تصفیه خانه از فاصله ۴۵ کیلومتری و توسط کانالی از رودخانه کرخه تأمین میشدهاست. این درحالی است که رودخانه دز، در فاصله ۳ کیلومتری معبد قرار دارد. عدم تأمین آب چغازنبیل از رودخانه دز، به خاطر اختلاف ارتفاع زیاد محوطه چغازنبیل با سطح رودخانه دز، میباشد.
💡 رودخانه کرخه از شمال به سوی جنوب جریان دارد و پس از گذر از کنار آثار شوش باستان به سوی باختر تغییر مسیر میدهد.
💡 کرخه، سومین رود بلند ایران پس از کارون و سفید رود است. این رود از به هم پیوستن دو رودخانه زال و سیمره در اندیمشک تشکیل شده و پس از طی مسیری نزدیک به ۷۵۵ کیلومتر به تالاب هورالعظیم در مرز ایران و عراق میریزد. نام کرخه نامی عربی است.
💡 قلعه رزه که در ادوار گذشته در محلی بنام رزه بر سر راه کاروانها ساخته شده محل حکومت سلاطین اشکانی بوده که گرهشکان یا به زبان محلی گرشکان یا گرشگو در قسمت جنوبی این قلعه وجود دارد که قسمت غرب و جنوب غربی آن رودخانه کرخه میباشد.