کرانه یافتن

لغت نامه دهخدا

کرانه یافتن. [ ک َ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نهایت و پایان به دست آوردن. حد و انتها یافتن. به کناره رسیدن. فارغ شدن:
کس از خواست یزدان کرانه نیافت
ز کار زمانه بهانه نیافت.فردوسی.

فرهنگ فارسی

نهایت و پایان بدست آوردن. حد و انتها یافتن

جمله سازی با کرانه یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهنگ‌های قاتل تنها دلفین‌هایی هستند که به شکار دیگر پستانداران دریایی می‌پردازند. آن‌ها برای شکار شیرهای دریایی به کرانه‌های اقیانوس می‌روند. آن‌ها همچنین در هنگام شکار به صورت گروهی عمل می‌کنند و به همدیگر در یافتن و گرفتن طعمه کمک می‌کنند. پس از گرفتن طعمه، غذا میان اعضای گروه‌های تقسیم می‌شود و شکارچی اصلی آن را به صورت اشتراکی با دیگر اعضای گروه می‌خورد.

💡 ازین دریای بی کنه و کرانه نخواهی یافتن هرگز رهائی

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز