لغت نامه دهخدا
کدوکش. [ ک َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) ابزاری که بدان کدو را می برند. ( ناظم الاطباء ).
کدوکش. [ ک َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) ابزاری که بدان کدو را می برند. ( ناظم الاطباء ).
ابزاری که بدان کدو را می برند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلقی به زحمت سر بیمغز مبتلاست با این کدو تو نیز شنای شراب کن
💡 آن کدو را حالی از وی باز کرد بر تن خود بست و خواب آغاز کرد
💡 هوای قلیه کدو تا بود مرا در سر مذمت عدس این دم نمی کنم دیگر
💡 از بس که در جهان سر بی مغز شد بلند در بوستان دهر به غیر از کدو نماند
💡 کمندافکنی از هر طرف درین باغ است کسی سلیم به غیر از کدو چه می کند