کبریت فروش

مترادف‌ها

کبریت‌فروش

لغت نامه دهخدا

کبریت فروش. [ ِک ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه کبریت فروشد. فروشنده کبریت.

فرهنگ فارسی

فروشنده کبریت

جمله سازی با کبریت فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ۱۷ فوریه ۱۹۱۷، تزار نیکلای دوم، آخرین امپراتور روسیه، مجبور شد که امضای کناره گیری خود و پایان امپراتوری روسیه و خاندان رومانوف ها را امضا کند. دولت موقت جدید تصمیم به ادامه جنگ گرفت و این به معنای هزینه بیشتر برای ارتش روسیه بود. برای افزایش درآمدهای بودجه، یک انحصار دولتی در زمینه فروش شکر، چای، کبریت، تنباکو و سایر محصولات مصرفی ایجاد شد. هنوز چاپخانه منبع اصلی درآمدها بود. این یک دوره همراه با تورم اقتصادی بالا بود. بلشویک ها در ۲۴ اکتبر ۱۹۱۷، دولت موقت را سرنگون کردند و متعاقباً دولت روسیه شوروی را جایگزین کردند.

💡 در سال ۱۳۱۰ مصوب ۱۹ اسفند قانون انحصارات که شامل قند، شکر و کبریت می‌شد، تولیدکنندگان را مجاب به فروش محصول خود به دولت می‌کرد و دولت تنها بانی رسمی واردات، خرید و فروش این اقلام در کشور بود. عواید این انحصار صرف بودجه «صحیه عمومی» می‌شد. پس از اجرای این قانون در سال ۱۳۱۲ کبریت‌ها با برچسب تفتیش انحصار وارد بازار شد که پس از آن به بازرسی انحصار تغییر یافت در دوران انحصارات حق چاپ لیبل تنها در اختیار دولت بود و این لیبل‌ها با عناوین اشاره شده با قیمت ۲ شاهی ارائه می‌شد. که این برچسب‌ها در چاپخانه مجلسی شورای ملی به چاپ می‌رسیدند.

💡 آن کبریت فروش پیر که هر روز با سبد کوچک خود در گوشه خیابان می‌ایستاد، با نگاهی غمگین به رهگذران خیره می‌شد و سعی می‌کرد با صدای کم خود توجهی جلب کند.

💡 در داستان‌های قدیمی، همیشه شخصیتی به نام کبریت فروش وجود داشت که نمادی از فقر و تنهایی در میان سرمای استخوان‌سوز زمستان‌های طولانی و تاریک بود.

💡 مرد کبریت فروش با دقتی بسیار زیاد، تک‌تک جعبه‌های کوچک خود را در سبد چوبی‌اش مرتب می‌کرد تا هنگام فروش به مشتریان دچار مشکل یا بی‌نظمی نشود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران