کاغذ دفتر

لغت نامه دهخدا

کاغذ دفتر. [ غ َ ذِ دَ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کاغذی که محرران دفتر حساب بر آن نویسند و آن را به اصطلاح ارباب دفاتر هندوستان فرد گویند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
- کاغذ دفتر شکستن؛ کنایه از تراشیدن کاغذ مذکور به اندازه قالب آن بود. ( آنندراج ):
تا عدد لشکرش در قلم آرد قضا
از ورق آسمان کاغذ دفتر شکست.انوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کاغذی که محرران دفتر حساب بر آن نویسند

جمله سازی با کاغذ دفتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گردیده. بین هر رساله چند برگ کاغذ سفید. درپشت صفحات قبل ازآغاز دفتر فهرست

💡 مداد از خاطر و کاغذ کند از دفتر فکرت برای ذکر تو، وز جان قلم سازد دبیر دل

💡 نیست پروای سیاهی برق عالمسوز را یکقلم آتش به کلک و کاغذ و دفتر زنیم

💡 چون سنایی دید صد جا دفتر و یک دل ندید رغم کاغذ از دل آزادگان دفتر گرفت

💡 قفل وسواس خرد اوقات ضایع می کند از جنون آتش به کلک و کاغذ و دفتر زدم

💡 گمان بری که ز هم ریخت دفتر افلاک ز بس به کوی تو می ریزد از هوا کاغذ

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز