لغت نامه دهخدا
کاسه همسایه کردن. [ س َ / س ِ هََ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طعامی پخته برای همسایه فرستادن. از ماحضرقسمتی برای همسایه فرستادن. ( امثال و حکم دهخدا ).
کاسه همسایه کردن. [ س َ / س ِ هََ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طعامی پخته برای همسایه فرستادن. از ماحضرقسمتی برای همسایه فرستادن. ( امثال و حکم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز منعم کاسه همسایه خالی برنمی گردد قدح لبریز برگردد ز لعل می چکان تو
💡 صد کاسه همسایه مظلوم شکستی صد کیسه در این راه به حیلت ببریدی
💡 بزانو کاسه سر چون رسیدی زمانی کاسه همسایه دیدی
💡 کاسه همسایه پا دارد، به ما جامی بده دور شاید بر مراد ما بگردد، عالم است