لغت نامه دهخدا
کاسه داشتن. [ س َ / س ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ساقی گری کردن. جام داری کردن: غازان عرضه داشت که اگر فرمان شود بروم و پدر را کاسه دارم. اباقاخان پسندیده است و او را یک خیگ شراب خاص فرمود. ( تاریخ مبارک غازانی ص 9 ). رجوع به کاسه گرفتن شود.
کاسه داشتن. [ س َ / س ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ساقی گری کردن. جام داری کردن: غازان عرضه داشت که اگر فرمان شود بروم و پدر را کاسه دارم. اباقاخان پسندیده است و او را یک خیگ شراب خاص فرمود. ( تاریخ مبارک غازانی ص 9 ). رجوع به کاسه گرفتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۰۳، محققان مرکز ملی سرطان ژاپن پیشنهاد کردند که "خوردن سه یا بیشتر کاسه از سوپ ژاپنی میسو هر روز می تواند خطر ابتلا زنان به سرطان سینه را کاهش دهد". همچنین سوپ میسو کالری نسبتاً کمی دارد اما به دلیل داشتن پروتئین زیاد سیر کننده است.
💡 با قرارگیری بیمار تحت بیهوشی عمومی یا تزریق داروی بیحسی در فضای اپیدورال نخاعی، جراح برشی ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر در جلوی زانو ایجاد میکند. بخش آسیب دیده مفصل از سطح استخوانها برداشته میشود و سپس سطوح به گونهای شکل داده میشود تا توانایی نگه داشتن مفصل مصنوعی فلزی یا پلاستیکی را داشته باشد. مفصل مصنوعی با سیمان استخوانی یا مواد مخصوص دیگر به استخوان ران، درشتنی و کاسه زانو متصل میشود. پس از قرارگیری و تنظیم مناسب، بخشهای مصنوعی متصل شده، مفصلی را شکل میدهد که برای عملکرد و پایدار ماندن به رباطها و عضلههای پیرامون وابسته است. در پایان فرایند فضای ایجاد شده توسط بخیه دوخته شده و بر روی ناحیه پانسمان قرار میگیرد.