کاروان شادی
مترادفها
جشن، گروه شادی
متضادها
کاروان غم، کاروان ماتم
لغت نامه دهخدا
کاروان شادی. [ کارْ / رِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کارناوال. رجوع به کارناوال شود.
فرهنگ فارسی
کارناوال
جمله سازی با کاروان شادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد کاروان طرب و شادی از آن کم گذرد
💡 در روز جشنهای ملی، کاروان شادی با تزئینات رنگارنگ و موسیقی شاد، از میان خیابانهای اصلی شهر عبور کرد و لبخند را بر لبان کودکان نشاند.
💡 سازمانهای خیریه معمولاً در مناسبتهای مختلف، کاروان شادی را برای کودکان مناطق محروم سازماندهی میکنند تا کمی از شادی و هیجان این جشنها بهرهمند شوند.
💡 حضور پرشور مردم در کنار کاروان شادی، نشاندهنده روحیه بالای جامعه و اشتیاق آنها برای جشن گرفتن موفقیتهای بزرگ و دستاوردهای ملی بود.