کار چون زر کردن

لغت نامه دهخدا

کار چون زر کردن. [ چ ُ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متعدی کار چون زر شدن. ( آنندراج ). رونق و نظام دادن. پخته و بسامان کردن کار:
ز ما هر یکی راتوانگر کنی
به زر کار ما هر دو چون زر کنی.نظامی ( از آنندراج ).و رجوع به «کار چون زر شدن » شود.

فرهنگ فارسی

رونق و نظام دادن

جمله سازی با کار چون زر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه می ماند به وی آغاز کار چون رسد وقت درو در کشتزار

💡 کار چون بسته شود بگشایدا وز پس هر غم طرب افزایدا

💡 بانگ آمد کار چون اینجا رسید پای دار ای سگ که قهر ما رسید

💡 چه نعمتی است ترا تا به شکر آن کوشی؟ به حیرت اندر از کار چون تو مسکینم

💡 کسی باید که افسون نیک داند وگرنه کار چونین کی تواند

💡 بمیزان دلیری از همه بیش بوقت کار چون شمشیر در پیش