لغت نامه دهخدا
( کارآفرین ) کارآفرین. [ ف َ ] ( اِخ ) خدا. باری تعالی. آفریدگار:
ز ما قرعه کاری انداختن
ز کارآفرین کارها ساختن.نظامی.
( کارآفرین ) کارآفرین. [ ف َ ] ( اِخ ) خدا. باری تعالی. آفریدگار:
ز ما قرعه کاری انداختن
ز کارآفرین کارها ساختن.نظامی.
( کار آفرین ) ۱. (اقتصاد ) ایجادکنندۀ شغل.
۲. [قدیمی، مجاز] خدای تعالی، آفریدگار: ز ما قرعه بر کاری انداختن / ز کارآفرین کارها ساختن (نظامی۵: ۸۷۴ ).
( کار آفرین ) ( صفت ) ۱ - آنکه کار ایجاد کند. ۲ - خدای تعالی آفریدگار: [ ز ما قرع. کاری انداختن ز کار آفرین کارها ساختن ]. ( نظامی )
خدا باری تعالی
💡 این فیلم مستند نگاهی دارد به یک شخصیت کار آفرین که سالهای زیادی از زندگیش به کار و ایجاد شغل برای مردم علاقمند است
💡 مرکز کار آفرینی دانشگاه تاکنون دورههای آموزشی کوتاه مدت زیر را نیز برگزار نمودهاست.
💡 ساکسس (به معنی موفقیت) یک مجله کسب و کار در ایالات متحده است که توسط ساکسس پارتنرز ال پی (ویدئو پلاس سابق) منتشر میشود. این مجله به طور خاص برای خدمت به رشد کار آفرینی و توسعه شخصی و حرفهای آن طراحی شده است.
💡 احسان الله (احسان) بیات, متولد ۱۵ جولای ۱۹۶۳ یک کار آفرین، نیکوکار و تجارت پیشه اهل کابل است که مؤسس و رئیس گروه بیات، یکی از بزرگترین شرکتهای خصوصی در افغانستان است.
💡 بردیا فرزامفر (زاده ۱ شهریور ماه ۱۳۴۹ در تهران) داروساز و کار آفرین ایرانی و برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به صورت مشترک با عباس شفیعی در سال ۱۳۷۸ است.