فرهنگستان زبان و ادب
{gelation} [شیمی، مهندسی بسپار] تشکیل شدن ژل از سُل
{gelation} [شیمی، مهندسی بسپار] تشکیل شدن ژل از سُل
تشکیل شدن ژل از سُل.
💡 بازا، که عمر جز نفسی نیست و آن نفس یکبارگی، درآمدن و در شدن برفت
💡 بت بود در راه او هرچه آن نه اوست در ره او بتشکن باید شدن
💡 نیستی سالک بمقصد کی رسی موسی نئی کی توانی گله مقصود را چوپان شدن
💡 و از آن جا كه عمده انكار و لجاجت مشركين متوجه به معاد است، و انكار آن مايه لغويت احكامو شرايع است، و در نتيجه مساله توحيد هم لغو مى شود، لذادنبال احتجاج بر مساله معاد، رسول گرامى اش را از تاثير دعوتش در آنان مايوس نموده، و دستور مى دهد تنها به دعوت كسانى بپردازد كه در نفسشان استعداد ايمان و صلاحيتاسلام و تسليم شدن در برابر حق باشد.
💡 آتشی از عشق در خود زن بسوزان خویش را بایدت جانا اگر سوی خدا رهبر شدن