لغت نامه دهخدا
چیله سر. [ ل ِ س َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار. در 28هزارگزی جنوب خاوری دشتیاری کنار راه دلگان به گواتر. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
چیله سر. [ ل ِ س َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار. در 28هزارگزی جنوب خاوری دشتیاری کنار راه دلگان به گواتر. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ژانویه سال ۱۸۲۶ قلعههای نظامی اسپانیا در مناطق کالااو و چیله او در آمریکای جنوبی تصرف شد. اسپانیا تمام مستعمرههای قاره آمریکای خود را از دست داد و ده سال بعد در سال ۱۸۳۶ آنها را ترک کرد و امپراتوری گسترده اش را از دست داد.
💡 دره چیله، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریدونشهر در استان اصفهان ایران است.