لغت نامه دهخدا
چنگ تیز کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آماده نبرد و کشتار شدن:
چون بر تو همی تیز کند چنگ پس او را
جوینده چرایی تو به دندان و به چنگال.ناصرخسرو.
چنگ تیز کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آماده نبرد و کشتار شدن:
چون بر تو همی تیز کند چنگ پس او را
جوینده چرایی تو به دندان و به چنگال.ناصرخسرو.
آماده نبرد و کشتار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان چنگ تیز اندر آویختی و گرنه ز دژ زود بگریختی
💡 برون جهم ز کمینگاه وقت حمله، چنین فرو برم بتن خصم، چنگ تیز چنان