چم ریگ
لغت نامه دهخدا
چم ریگ. [ چ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان یک مهه بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز که در 15 هزارگزی جنوب مسجدسلیمان و 2 هزارگزی خاور راه شوسه مسجدسلیمان به هفتگل واقع است. کوهستانی و گرمسیر است و 60 تن سکنه دارد. آبش از لوله کشی شرکت نفت. محصولش غلات.شغل اهالی زراعت، گله داری و کارگری شرکت نفت و راهش اتومبیل رو است. ساکنان این آبادی از طایفه هفت لنگ بختیاری میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان یک مهه بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز
جمله سازی با چم ریگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آه برآمد از جهان گفت مرا که ریگ خور نیست گیاهی از کرم در چمنم دریغ من
💡 گهی چون خرمن مشک است بر پیروزه گون مَفرَش گهی چون تودهٔ ریگ است بر زنگارگون صحرا
💡 عبدالحمید ریگی (۱۳۸۹–۱۳۵۷) از اعضای گروه شبهنظامی گروه جندالله و برادر عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه بود.
💡 سنگ چون ریگ روان میآید از دنبال او عاشق دیوانه هرجا بود، بی دهشت نبود
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر ریگ ملک برابر با ۱٬۶۸۸ نفر (۴۱۰ خانوار) بودهاست.
💡 در هزاره دوم پیش از میلاد؛ ریگوِدا، که از قدیمیترین اشعار و سرودهای مذهبی هندی به زبان سانسکریت ودایی است، سروده شد.