لغت نامه دهخدا
چشمه حبیب. [ چ َ م َ ح َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از چشمه های رود سلطانیه است که در آن جلگه آب این چشمه از همه آبها بهتر و گواراتر است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 233 ).
چشمه حبیب. [ چ َ م َ ح َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از چشمه های رود سلطانیه است که در آن جلگه آب این چشمه از همه آبها بهتر و گواراتر است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 233 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: (( یکی از چشمه های رود سلطانیه است که در آن جلگه آب این چشمه از هم. آبها بهتر و گواراتر است ) ).
💡 بد تنگ تر ز چشمه سوزن دل حبیب گویا تو رشته گشتی و در سوزن آمدی