لغت نامه دهخدا
چشم روشن شدن. [ چ َ / چ ِ رَ / رُو ش َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )شاد شدن و خرسند و خشنود شدن و مسرور گشتن. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از کسب دیدار مسافر تازه واردی یا مولود نورسیده ای. رجوع به چشم روشنی شود.
چشم روشن شدن. [ چ َ / چ ِ رَ / رُو ش َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )شاد شدن و خرسند و خشنود شدن و مسرور گشتن. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از کسب دیدار مسافر تازه واردی یا مولود نورسیده ای. رجوع به چشم روشنی شود.
شاد شدن و خرسند و خشنود شدن و مسرور گشتن ٠ یا کنایه از کسب دیدار مسافر تازه واردی یا مولود نو رسیده ای ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دست بر چشمانم نهادم و سپس چشمانم را گشودم، ديدم چشم روشن شده است، به اطرافنگريستم، كسى را نيافتم. گفتم: خدايا! به حق پيامبر واهل بيتش، كسى كه بينايى ام را به من باز گرداند، به من نشان بده.
💡 تو چشم روشن و دلشاد زی که در دل و چشم خلد عدوی تو را خارخار از آتش و آب
💡 يعنى: (پهلوهاى آنها از خوابگاهها كنار مى شود (و از خواب لذيذ بر مى خيزند) وخداى خود را با عذاب و اميد به رحمت، مى خوانند. و از چشم روشن كن، براى آنها نگهدارىشده است در مقابل آنچه انجام مى دهند.)
💡 چشم روشن گشته اند الحق عزیزان جهان زین نسیم خوش که از یوسف به کنعان آمدست
💡 گرچه گردیده است از خط حسن او پا دررکاب چشم روشن می شود از گرد جولانش هنوز