چرخ ابنوس
لغت نامه دهخدا
( چرخ آبنوس ) چرخ آبنوس. [ چ َ خ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرخ. مجازاً بمعنی آسمان و فلک و سپهر. چرخ آبگون. چرخ آبنوسی. چرخ گردان:
یکی گوی در خم چوگان فکند
بدانسانش زی چرخ گردان فکند
که گوی از شدن سوی چرخ آبنوس
برفتن لب ماه را داد بوس.اسدی.رجوع به چرخ و چرخ آبگون و چرخ آبنوسی و چرخ گردان شود.
فرهنگ فارسی
( چرخ آبنوس ) چرخ ٠ مجازا به معنی آسمان و فلک و سپهر ٠
جمله سازی با چرخ ابنوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم آنگاه بستند بر پیل کوس زمین شد بکردار چرخ آبنوس
💡 زبیم خوی چرخ آبنوسی هماندم ساخت ترتیب عروسی
💡 «حاجب » بر آن سرم که به چوگان راستی بس گوی عاج گیرم از این چرخ آبنوس