لغت نامه دهخدا
چاک دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شکافتن. پاره کردن. زخم زدن. دریدن.
چاک دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شکافتن. پاره کردن. زخم زدن. دریدن.
(دَ ) (مص م. ) شکافتن، دریدن، پاره کردن.
( مصدر ) ۱- شکاف دادن دریدن. ۲- پاره کردن.
شکافتن، دریدن، پاره کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سم و دین قصد کشتن چاک را دارند و چاک نیز قصد پایان دادن به تمام جهانها، در این میان جک نیز مجدداً توسط پوچی بیدار شده و مجدداً پیش سم و دین بازمیگردد. جک به پوچی و مرگ قول داده تا چاک را توسط استخوانی که از آدم میگیرند از بین ببرند. چاک نیز با خواهر خود هم پیمان شده تا به تعادل انرژی رسیده و قدرت خود را افزایش دهد. در انتها خدا تمام انسانها را به جزء سم، دین و جک را از بین میبرد و جک نیز با انرژی که جمع کرده خدا را از بین برده و خود به درجه خدایی میرسد.
💡 دولت مغولستان هدیه دادن اسب را دارد که رئیسجمهور کره جنوبی پارک گون-هه، معاون نخستوزیر هند، محمد حمید انصاری، نخستوزیر هند نارندرا مودی، و وزیر دفاع ایالات متحده چاک هیگل از دریافت کنندگان آن بودند. یک اسب نیز توسط رئیسجمهور مغولستان خالتما بتولغا به بارون ترامپ، پسر کوچک دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده داده شد. ترامپ نام این اسب را "پیروزی" گذاشت".