لغت نامه دهخدا
چارابرو شدن. [ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دمیدن موی بر پشت لب. رجوع به چار ابرو شود.
چارابرو شدن. [ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دمیدن موی بر پشت لب. رجوع به چار ابرو شود.
دمیدن موی بر پشت لب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نو خطان را خط پشت لب کلید عشرت است آیت رحمت بود معشوق چار ابرو مرا
💡 ندارم سیدا از ساده رویان آتشی در دل مرا غمهای آن معشوق چار ابرو بسوزاند
💡 کمان ابرو جوانان کمانها چو چار ابرو نمایان بی گمانها
💡 چه آبی، مست و تند و عربده جو شده از چارموجه، چار ابرو
💡 ز حسن کامل آن دلربایی چار ابرو کدام دل که نه در چارسوی رسوایی است