لغت نامه دهخدا
پیغام داشتن. [ پ َ / پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) داشتن مطلبی تبلیغ را بوسیله کسی بثالثی: بنده بطارم نشیند و پیغامی که دارد بزبان معتمدی بمجلس عالی فرستد. ( تاریخ بیهقی ). || حامل واسطه سخنی یا مطلبی بودن از کسی برای دیگری.
پیغام داشتن. [ پ َ / پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) داشتن مطلبی تبلیغ را بوسیله کسی بثالثی: بنده بطارم نشیند و پیغامی که دارد بزبان معتمدی بمجلس عالی فرستد. ( تاریخ بیهقی ). || حامل واسطه سخنی یا مطلبی بودن از کسی برای دیگری.
( مصدر ) داشتن مطلب و خبری از جانب کسی برای ابلاغ بدیگری: بنده بطارم نشیند و پیغامی که دارد بزبان معتمدی بمجلس عالی فرستد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر شی سلف یک واحد مستقل است. سلف کلاس و متا کلاس ندارد. تغییرات روی یک شی روی اشیا دیگر تأثیر نمیگذارد، با اینکه در بعضی از مواقع این کار مطلوب تر است. بهطور معمول یک شی تنها پیغام مربوط به اسلات محلی خود را متوجه میشود، ولی با داشتن یک یا چند اسلات که اشیا پدر را نشان میدهند، یک شی میتواند هر پیامی را که خودش متوجه نمیشود به شی پدر محول کند. هر اسلات میتواند یک اشاره گر به پدر با اضافه کردن یک ستاره به صورت پسوند بسازد. ویژگی نمایندگی نیز برای اجرا کردن ویژگیهایی چون فضای نام و حوزهٔ لغوی به کار میرود.
💡 رنا و رغد در اوت ۲۰۰۳ به همراه تمامی نُه فرزندشان به اردن پناهنده شدند. آنها در همین ماه با سیانان و شبکهٔ ماهوارهای العربیه مصاحبه کردند. هنگامی که مجری سیانان از رغد دربارهٔ پدرش پرسید، او پاسخ داد: «او پدر خیلی خوبی بود. دوست داشتنی بود و قلب بزرگی داشت.» مجری از او خواست که اگر بخواهد میتواند پیغامی به پدرش بدهد. او نیز گفت: «دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده.» خواهرش رنا نیز گفت: «او خیلی احساساتی بود و نسبت به همهٔ ما مهربان بود.»