لغت نامه دهخدا
پیشرفت داشتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ترقی داشتن. پیشروی داشتن.
- پیشرفت داشتن کاری یامقصودی؛ میسر بودن آن.
- پیشرفت نداشتن کاری یا مقصودی؛ میسر نبودن آن.
پیشرفت داشتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ترقی داشتن. پیشروی داشتن.
- پیشرفت داشتن کاری یامقصودی؛ میسر بودن آن.
- پیشرفت نداشتن کاری یا مقصودی؛ میسر نبودن آن.
( مصدر ) ترقی کردن پیشروی داشتن. یا پیشرفت کاری یا مقصودی. میسر بودن آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توالی فصلها و تأثیر آن بر زندگی انسانها از زمانهای دور، دانش تقویم را به نیازی اصلی انسان در تمدنهای بزرگ تبدیل کرد. موضوع اصلی تقویم سنجش و اندازهگیری زمان بود و در این میان دانستن مدت روز و داشتن زمان آن بسیار مهم مینمود. حضور خورشید در آسمان و تکرار روز و شب اندیشهٔ ساخت نخستین ابزار برای سنجش زمان را در انسان ایجاد کرد و به این ترتیب ساعتهای آفتابی به عنوان اولین ساعتها ساخته شد و با درک بهتر انسان از کارایی کرهٔ آسمانی پیشرفت بیشتری کرد.
💡 تحقیقات نشان دادهاست که پارکینسون، حاصل تعاملی پیچیده میان عوامل ژنتیک و عوامل محیطی است. حدود ۱۵ درصد افراد مبتلا به پارکینسون، خویشاوند درجه اول مبتلا به پارکینسون دارند و ۵ تا ۱۰ درصد افراد مبتلا به پارکینسون بیماریهایی دارند که به خاطر جهش در یکی از چند ژن مشخص ایجاد میشوند. داشتن یکی از این جهشهای ژنتیکی ممکن است بهتنهایی منجر به بیماری نشود و عوامل ریسکزای دیگر بر شانس ابتلای فرد به پارکینسون، سن بروز بیماری، شدت و پیشرفت آن موثرند.