لغت نامه دهخدا
پیش مهر. [ م ِ ] ( ص مرکب ) سابق در محبت:
چرا پیش کین خواند او را سپهر
که هست از چنان خسروان پیش مهر.نظامی.
پیش مهر. [ م ِ ] ( ص مرکب ) سابق در محبت:
چرا پیش کین خواند او را سپهر
که هست از چنان خسروان پیش مهر.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنمای رخ که طیره ی مهر است ای غلام پیش آر، می که وقت صبوحست ای صبی
💡 پیش نفس صبح، ز مهر آینه گیرند تا غرقه بخون دیده شه کون و مکان را
💡 دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
💡 مهر محنت زد قضا بر محضر دیوان ما پیش سلطان محبت صلح ما از جنگ اوست