پیر و کور شدن
مترادفها
پیر شدن، سالخورده شدن
متضادها
جوانی، بینایی
لغت نامه دهخدا
پیر و کور شدن. [رُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت ناتوان شدن از کهنسالی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سخت ناتوان شدن از کهنسالی.
جمله سازی با پیر و کور شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرزوی جوان و پیری تو وز تو دائم بدرد پیر و جوان
💡 تا همی پیر و جوان گردد جهان از دور چرخ پیری او در خزان باشد جوانی در بهار