پیدا و پنهان

لغت نامه دهخدا

پیدا و پنهان. [ پ َ / پ ِ وُ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) نهان و آشکار.
- پیدا و پنهان شدن؛مخفی و آشکار گشتن:
بپیدا و پنهان شدن گرد شهر
ز هرچ آرزو داشت برداشت بهر.نظامی.

فرهنگ فارسی

نهان و آشکار پیدا و پنهان شدن

جمله سازی با پیدا و پنهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باتولومئو را دستگیر کردند و در شامگاه فرار کرد اما دوباره اورا پیدا و دستگیر کردند و پوست او را از بدنش جدا کردند و به صلیب کشیدند.

💡 این چنین پیدا و پنهان آن چنان بر کنار از ما و با ما در میان

💡 رهی بس دور می‌بینم من این راه نه سر پیدا و نه پایان دریغا

💡 این فیلم داستان گروهبانی به نام جانی گالاگر را به تصویر می‌کشد که وظیفه دارد تا یک زندانی به نام توماس بویت را به کشور برگرداند. ولی در بین راه زندانی فرار می‌کند و گلاگر حالا باید تمام زندگی‌اش را به خطر بیندازد تا وی را پیدا و دستگیر کند. اما…

💡 داده بر باد فنا پیدا و پنهان مرا آنکه حسن و عشق را پیدا و پنهان کرده است