لغت نامه دهخدا
( پیام آوری ) پیام آوری. [ پ َ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل پیام آور. رسالت. پیغام گزاری:
سکندر بحکم پیام آوری
بر خویش خواندش بنام آوری.نظامی.
( پیام آوری ) پیام آوری. [ پ َ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل پیام آور. رسالت. پیغام گزاری:
سکندر بحکم پیام آوری
بر خویش خواندش بنام آوری.نظامی.
( پیام آوری ) عمل پیام آور پیغام گزاری رسالت: سکند بحکم پیام آوری برخوی خواندش بنام آوری. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سکندر به حکم پیام آوری بر خویش خواندش به نام آوری
💡 فرستاد سویش پیام آوری نوشتش که گر زانکه نام آوری