لغت نامه دهخدا
پیاز کوهی. [ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عنصل. بصیلاء. اسقیل. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
پیاز کوهی. [ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عنصل. بصیلاء. اسقیل. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
عنصل بصیلائ
پیاز کوهی ( انگلیسی: Chives ) ( نام علمی: Allium schoenoprasum ) گیاه گلدار، از زیرخانواده نرگسیان است. در نقاط جنوب ایران نام این گیاه «میلو» است. نوع دیگری از آن که تنها برگ خوشبو و خوراکی پرز دار دارد به «خاشو» معروف است. ( یعنی خوش بو، یا خوش خوراک، گوارا ).
پیازِکوهی (chive)
پیازِکوهی
گیاهی پایا از خانوادۀ سوسن، با نام علمی Allium schoenoparsum. اندام غده ای زیرزمینی و برگ های لوله ای دراز و توخالی دارد و گل هایش کُروی و ارغوانی اند. از برگ های آن برای تزیین سالاد استفاده می کنند.
💡 این بخش به دلیل قرار گرفتن در شرایط آب و هوایی گرم و داشتن زمینهای رسی از گیاهانی چون پیاز کوهی، درمنه، خارشتر، بارهنگ، اسپند، قارچ، پونه، تلخه، پوشیده شدهاست.
💡 این بخش به دلیل قرار گرفتن در شرایط آب و هوایی گرم و داشتن زمینهای رسی دارای گیاهانی چون پیاز کوهی، درمنه، خارشتر، بارهنگ، اسپند، قارچ، پونه، تلخه، تشکیل میدهد.
💡 ۱- منطقة شمال و شمالشرقی که کوهستانی هستند و گیاهان موجود بیشتر شامل گونههایی از قبیل انواع گون، قیاق، پیاز کوهی، فرز، درمنه، خارشتر، بارهنگ، ورک، اسپند، پونه، قارچ، زرشک معمولی است و به آن زرک میگویند)، قسنی، استادقدوس، قرپچ (که قبلاً به عنوان مادهای برای شستشو استفاده میشده است)، نخود وحشی، بومادران و…. است.
💡 کا، تلخه، پیوار، ریواس، کنگر، شکروک، انواع بزریشه، پیاز، زول، یونجه، بله گوشه و درختچههای عبارتند از: انجیر، بادام کوهی، زالزالک، ون، تاک و انواع گونها که به واسطه پوشش گیاهی فرسایش خاک در منطقه بسیار کم است.