پیاز موی
لغت نامه دهخدا
پیاز موی. [ زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بن موی در پوست تن که موی بر آن استوار است. کونه موی در پوست تن. بیخ مو. اصل الشعر. پیازک.
فرهنگ فارسی
بن موی در پوست تن که موی بر آن استوار است
جمله سازی با پیاز موی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حجم پیاز مو تعیینکننده قطر عرضی مو (کلفت یا نازک بودن ساقه مو) است. موی بلاند و روشن بهطور نرمال نازکتر از موی قهوهای و مشکی است. بیشترین قطر مو (کلفتترین مو) مربوط به موهای سیاه است.