پیاده گرد

لغت نامه دهخدا

پیاده گرد. [ دَ / دِ گ َ] ( اِ مرکب ) پیاده رو. قسمتی از جانب کوی یا خیابان یا کوچه یا راه که ستور و ارابه و دیگر وسایط نقلیه از آن نگذرد و مخصوص پیادگان باشد. مقابل سواره رو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیاده رو

فرهنگستان زبان و ادب

{hiker} [گردشگری و جهانگردی] گردشگری که در مسیرهای روستایی یا مناطق کوهستانی پیاده گَردی می کند

جمله سازی با پیاده گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دانیل پیرومیان مدرسه عمومی خود را در شهر شوشی به پایان رسانید و خدمت سربازی خود را در سال ۱۸۸۱ در ایروان آغاز کرد. او در سال ۱۸۹۰ میلادی به درجه سروانی و در سال ۱۹۱۳ میلادی به درجه سرهنگی ارتقاء یافت. در طی این مدت او فرمانده گردان سوم از پیاده‌نظام ۱۵۳ م در ارمنستان غربی بود. دانیل پیرومیان در دو نبرد (نبرد سارداراباد، جنگ ارمنستان–ترکیه) به عنوان فرمانده ارتش انجام وظیفه کرد.

💡 خاقانیا پیاده شو از جان که دل توراست بر دل سوار گرد و فلک در عنان طلب

💡 کجا بگرد سمندت رسد پیاده ی مسکین بدین صفت که تو گردون خرام برق براقی

💡 باده همی‌زند لمع جان هزار با طمع مست و پیاده می تپد گرد می سوار من

💡 برای لشکرکشیِ پیش رو از ۸۰ گروهان نیروهای پیاده، ۲۰ گردان مجزا شامل ۲۲ هزار نفر و ۱۹۶ قبضه توپ تشکیل شد. همچنین در راه آستراخان پتر از کمک آیوکا، خان قالمیق‌ها نیز بهره‌مند شد و دسته‌هایی از سواره‌نظام قالمیق به تعداد ۷ هزار نفر هم در لشکرکشی شرکت کردند.

💡 تیپ اول از سه دسته پیاده‌نظام، یک دسته سواره نظام، یک گردان توپخانه و واحد پشتیبانی برخوردار بود.