لغت نامه دهخدا
پی سر زدن. [ پ َ / پ ِ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پشت گردنی زدن. قفا زدن. سیلی زدن بپشت گردن کسی. لت زدن.
پی سر زدن. [ پ َ / پ ِ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پشت گردنی زدن. قفا زدن. سیلی زدن بپشت گردن کسی. لت زدن.
( مصدر ) پشت گردنی کسی را قفا زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستِ احمد بریده شک را پی سر حربهاش بریده جان اُبی
💡 ایکه در روضه ملک از پی سر سبزی دین شجری گشتی نهمار مبارک شجری
💡 دست مبارک تو که دی رنجه شد ز تیغ آن دولت از پی سر مردانه که بود؟
💡 رسید افکنده کاکل بر قفا طوری که پنداری قیامت در پی سر آفت آخر زمان آمد
💡 هر بار افسری ز سر افتاد ملک را دردا و حسرتا که ازین پی سر او فتاد
💡 پی سر عرفان متن تار فکرت خریدار یوسف مشو زین کلابه