فرهنگ فارسی
( مصدر )۱-ایز جستنرد پای کسی را یافتن. ۲- تفحص کردن تجسس کردن.
( مصدر )۱-ایز جستنرد پای کسی را یافتن. ۲- تفحص کردن تجسس کردن.
{page} [عمومی] عمل فراخواندن کسی، معمولاً به طور مکرر، برای مراجعۀ فوری متـ. پی جویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجود آثاری مانند قبرستان زرتشتیها (گبرها) در نزدیکی کاریز خراشاد، قلعه و تونلهای زیر زمینی (که برای مقابله با یورش ترکمنها ساخته شدهاند)∗، واقع شدن در ۴ کیلومتری روستای کوچ و نگارههای لاخ مزار و… نیاز به اکتشافات و پی جوییهای باستانشناسی را بیش از پیش نشان میدهد.