پی انداختن

مترادف‌ها

پیوستن، وصل کردن، متصل کردن

متضادها

جدا کردن، گسستن، قطع کردن

لغت نامه دهخدا

پی انداختن. [ پ َ / پ ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به پی افکندن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پی افکندن

جمله سازی با پی انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با استفاده از مفهوم محدوده‌ی مکانی هر دستگاهی که وارد منطقه‌ی غیرمجاز شود، می‌تواند هشدار مربوط به کارمندان امنیتی را فعال کند. طیف واکنش‌هایی که ممکن است رخ دهند، شامل از کار انداختن خدمات اینترنت بی‌سیم برای آن دستگاه خاص و اعزام نیروهای امنیتی و اقداماتی فراتر از آن است.

💡 وز آن پس یکی چاره‌ای ساختن ز هر گونه اندیشه انداختن

💡 آرى، اندوختن و احتكار پول، مساوى با لغويت ارزش اشياء و بى اثر گذاردن پولىاست كه احتكار شده، چون اگر احتكار و حبس ‍ نمى شد بقدر وسعش در زنده نگاه داشتن وبجريان انداختن معاملات و گرم كردن بازار در اجتماع اثر مى گذاشت، و بى اثر كردنآن با تعطيل كردن بازار برابر است، و معلوم است با ركود بازار حيات جامعه متوقف مىشود.

💡 هدف انجمن فیلارمونیک ایران گسترش موسیقی علمی و ایجاد انگیزه و راهنمایی دوست‌داران این هنر از راه انداختن کنسرت ارکستر فیلارمونیک تهران، نشست‌های گوش دادن به صفحه‌های موسیقی و برگزاری سخنرانی‌ها دربارهٔ جنبه‌های علمی و فنی و تاریخی و فلسفی موسیقی و بنیان کتابخانه و چاپ مجلات موسیقی و غیره بود.

💡 به کوه انداختن فرزانه فرهاد به کوه سنگ شد چون کوه پولاد

💡 کارآگاه با دقت بسیار زیاد شروع به پی انداختن ردپای مظنون در کوچه‌های باریک شهر کرد تا بتواند او را در اسرع وقت دستگیر کند.

💡 دانشمندان با بررسی دقیق داده‌ها، سعی در پی انداختن ریشه‌های اصلی پدیده تغییرات اقلیمی در دهه‌های اخیر و یافتن علل آن دارند.

💡 او تلاش کرد تا با بررسی اسناد قدیمی، به پی انداختن علت اصلی فروپاشی آن امپراتوری بزرگ و عوامل مخفی پشت آن دست یابد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران