لغت نامه دهخدا
پویه رفتن. [ ی َ / ی ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) خبب: ارقال؛ پویه رفتن ناقه.( صراح ). روغ؛ پویه رفتن روباه. رجوع به پویه شود.
پویه رفتن. [ ی َ / ی ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) خبب: ارقال؛ پویه رفتن ناقه.( صراح ). روغ؛ پویه رفتن روباه. رجوع به پویه شود.
خبب ارقال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسبش به پویه رفتن باد سبک گرفت پیلش به حمله پیکر کوه گران گرفت