پوست دیگر پوشید
لغت نامه دهخدا
پوست دیگر پوشیدن. [ ت ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه است از تغییرروش دادن. رفتار دیگر کردن: احمد حسن شمایان را نیک می شناسد، باید تا پوست دیگر پوشید و هر کس شغل خویش کند. ( تاریخ بیهقی ). احمد حسن شمایان رانیک شناسد، بر آنجمله که تا اکنون بوده است فرانستاند، باید تا پوست دیگر پوشید. ( تاریخ بیهقی ص 154 ).
جمله سازی با پوست دیگر پوشید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی با پوست دیگر در عیانت ابی صورت بود آن جان نهانت
💡 سیاستمدار پس از تغییر موقعیت قدرت، بلافاصله پوست دیگر پوشید و تمام وعدههای قبلی خود را فراموش کرد تا با حامیان جدید همکاری کند.
💡 در این نمایش دراماتیک، بازیگر نقش اصلی با تغییر آرایش و لباس، پوست دیگر پوشید تا بتواند شخصیت کاملاً متفاوتی را به مخاطبان ارائه دهد.
💡 او پس از سالها زندگی در محیطهای فرهنگی مختلف، گویی پوست دیگر پوشید و با شیوه و نگرشی کاملاً متفاوت با گذشته زندگی میکند.