پهنا کردن

لغت نامه دهخدا

پهنا کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب )مسطح کردن. هموار کردن. || مجازاً زیر و زبر کردن، دگرگون کردن. قلع و قمع کردن:
زمین آنکه بالاست پهنا کنم
بدان دشت بی آب دریا کنم.فردوسی.- پهنا کردن از بالای چیزی یا کسی؛ جدا کردن به قطعات آن را در طول:
زمین را ز خون رنگ دیبا کنم
ز بالای بدخواه پهنا کنم.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر )بالای چیزی یا کسی را پهنا کردن. ۱- مسطح کردن هموار کردن. ۲- زیر و زبر کردن دگرگونی ساختن قلع و قمع کردن: زمین آنکه بالاست پهنا کنم بدان دشت بی آب دریا کنم. ( فردوسی )

جمله سازی با پهنا کردن

💡 مسئله ساخت گنبد تا حدودی گمراه‌کننده بود زیرا فضایی که می‌بایست زیر گنبد قرار می‌گرفت، ۴۲ متر پهنا داشت و این به قدری زیاد بود که ساختن گنبد را به شیوهٔ سنتی چوب بست زنی از داخل و پیدا کردن نقطهٔ مرکزی، غیرممکن می‌کرد.

💡 روش تأمین منابع به دنبال شناسایی سودمندی نسبی دو نوع منبع اصلی شبکه - پهنای باند و ظرفیت بافر - با توجه به اثرات محدودکننده آنها بر شباهت خود و سیاست اندازه گیری منابع بافر کوچک / پهنای باند بزرگ حمایت می کند. در حالی که تهیه منابع ماهیتی حلقه ای باز دارد، کنترل ترافیک در مقیاس زمانی متعدد از ساختار همبستگی طولانی مدت موجود در ترافیک مشابه مشابه بهره می برد. کنترل ازدحام را می توان همزمان در مقیاس های زمانی مختلف اعمال کرد و با درگیر کردن اطلاعات استخراج شده در مقیاس های زمانی مختلف، به دستاوردهای عملکردی قابل توجهی دست پیدا کرد.

چیکو یعنی چه؟
چیکو یعنی چه؟
محور یعنی چه؟
محور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز