پهلوان کشی
مترادفها
پهلوانی
لغت نامه دهخدا
پهلوان کشی. [ پ َ ل َ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ساحلی بخش اهرم شهرستان بوشهر، واقع در 24 هزارگزی باختر اهرم و پنجهزارگزی خاور ساحل خلیج فارس. جلگه، سردسیر، مالاریائی، دارای 100 تن سکنه. آب آن از چاه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و راه فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان ساحلی بخش اهرم شهرستان بوشهر
جمله سازی با پهلوان کشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از ورزشهای محلی و سنتی رایج در این روستا میتوان به کشتی سنتی و پهلوانی «آشیرما»، مهارتهای اسب سواری، طناب کشی، هفتسنگ و «قئییش قویودی» اشاره کرد.
💡 ورزش پهلوان کشی یکی از قدیمیترین و اصیلترین ورزشهای سنتی فرهنگ ایرانی است که در آن اخلاق و مروت به اندازه قدرت بدنی اهمیت دارد.
💡 در مراسمهای مذهبی و جشنهای سنتی محلی، برگزاری مسابقات پهلوان کشی همواره باعث ایجاد هیجان بسیار زیاد و شادی فراوان در میان مردم و جوانان منطقه میگردد.
💡 یادگیری اصول و فنون پیچیده پهلوان کشی نیازمند تمرین مداوم، انضباط شخصی بسیار بالا و همچنین داشتن روحیه ایثارگری و احترام به حریف در میدان مبارزه است.