په سست

لغت نامه دهخدا

په سست. [پ ِ س ِ ] ( اِخ ) په سستاس ( سوماتوفیلاکس ). نام مردی مقدونی از یاران اسکندر و کسی که در جنگ مالیان اسکندر را نجات داد. وی آنجا نخست کسی بود که اسکندر را با سپر پوشید. پس از مرگ اسکندر در تقسیم ثانوی ولایات، پارس بالاخص نصیب این مرد گردید. ( ایران باستان ج 2 ص 1357، 1825، 1827، 1875، 1884، 1885، 1893 و ج 3 ص 1993، 2008 تا 2010، 2013، 2014، 2016، 2020 و 2030 ).

فرهنگ فارسی

نام مردی از یاران اسکندر که وی را در جنگ مالیان از مرگ نجات داد

جمله سازی با په سست

💡 فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

💡 و ان امـرء دنـيـا اكـبـر هـمـه لمـسـتـمـسـك مـنـهـابحبل غرورمى گويد: كسى كه دنيا را بزرگترين هم خود قرار دهد هرآينه چنگ زده و ريسمان سست بى اعتبارى را گرفته كه باكوچكترين حركتى در پرتگاه نيستى خواهد رفت.

💡 زان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدا زان ماجرا با انبیا کاین چون بود ای خواجه چون

💡 من ترک مستی چون کنم روسوی پستی چون کنم در عشق سستی چون کنم عشقست عالم را مدار

💡 41 - كـسـانـى كـه غـيـر از خـدا را اوليـاء خود برگزيدند، همچون عنكبوتند كه خانه اىبراى خود انتخاب كرده و سست ترين خانه ها خانه عنكبوت است اگر مى دانستند!

💡 سنگی سست با رنگ لاجوردی غباری و گاهی سرخ رنگ که از ارمنستان می‌آورند.