لغت نامه دهخدا
پل سالار. [ پ ُ ل ِ ] ( اِخ ) موضعی به نزدیکی هرات. ( حبیب السیر چ طهران جزء 4از ج 3 ص 380 و نیز ج 3 از ج 3 ص 180 و 252 و 280 ).
پل سالار. [ پ ُ ل ِ ] ( اِخ ) موضعی به نزدیکی هرات. ( حبیب السیر چ طهران جزء 4از ج 3 ص 380 و نیز ج 3 از ج 3 ص 180 و 252 و 280 ).
موضعی بنزدیکی هرات
💡 تیتراژ این سریال را سالار عقیلی با موسیقی بابک زرین و شعری از رؤیا میرفخرایی خواندهاست.
💡 تل سالار، روستایی از توابع بخش ویسیان شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.
💡 بعدها علیرضا افتخاری و سالار عقیلی این ترانه را بازخوانی کردند.
💡 بگردان چنین گفت سالار طوس که از گردش مهر تا زخم کوس
💡 بخندید از آن گفته سالار سام که ای کافر گمره تیره کام
💡 ز جا جست آن گرد سالار مرد بدان کاروان را روان گرد کرد